محمد بن علي منجم وابكنوي

29

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

29 حاصل آن درجه باشد ؛ وباقي مراتب بر اين قياس بايد كردن . واگر متساوي نباشد ببينيم « 1 » I كه فضل كدام راست ؛ حاصل ضرب در مرتبهء عدد آن فضل باشد در جهت كسور يا در جهت مرفوعات . I مثلًا چنان كه از ضرب ثانيه در مرفوع مره ، دقيقه حاصل آيد . زيرا كه مرتبهء كسور دو است ومرتبهء مرفوعات I يكى . پس فضل مرتبهء كسور راست به يك عدد كه مرتبهء دقايق باشد . واگر فضل مرفوعات را باشد I حكم آن برعكس بود ؛ يعنى به جاى دقيقه ، مرفوع مره بود وباقي بر اين قياس باشد . وهر كجا گوئيم فلان عدد را I در فلان عدد ، منحط ضرب كنيم مراد آن باشد كه يكى از دو عدد مضروب يا مضروب فيه را به يك مرتبه زير I تر گيريم . يعنى اگر درجه باشد دقيقه گيريم ودقيقه را ثانيه ؛ يا حاصل ضرب را به يك مرتبه زير گيريم . وهر كجا ذكر كنيم كه فلان عدد را مربع كنيم مراد آن بود كه آن عدد را در مثل خود ، ضرب بايد كردن تا مربع آن حاصل I شود ؛ وباقي بر اين قياس باشد . فصل 3 : در بيان آنچه تعلق به قسمت اعداد دارد وخارج قسمت ودر اين I باب ، ضابطه آن است كه اگر در مرتبه ، مقسوم ومقسوم عليه متساوي باشند از كسور ، مثلًا چنان كه دقيقه را I بر دقيقه قسمت كنيم يا ثانيه را بر ثانيه يا ثالثه را بر ثالثه ومانند آن ، خارج قسمت درجه باشد . واگر در مرتبهء I متساوي نباشند ، فضل ميان مرتبهء هر دو عدد معلوم كنيم اگر فضل مرتبهء مقسوم راست ، خارج قسمت بايد I در جهت كسور باشد به قدر مرتبهء آن فضل . واگر فضل مرتبهء مقسوم عليه است ، خارج قسمت در جهت I مرفوعات باشد به قدر مرتبهء آن فضل . مثلًا چنان كه اگر ثوالث را بر ثواني قسمت كنيم خارج قسمت ، I دقيقه باشد . زيرا كه فضل مرتبهء عدد مقسوم راست به يك عدد كه مرتبهء دقايق است . باز اگر ثانيه را بر ثالثه I قسمت كنيم خارج قسمت ، مرفوع مره باشد ؛ وباقي بر اين قياس بود . ودر جهت مرفوعات ، همين نسبت I نگاه بايد داشتن . يعنى اگر مرفوع ثلاث مرات را بر مرفوع مرتين را مرفوع ثلاث مرات قسمت كنيم ؛ خارج قسمت مرفوع مره باشد xxx اگر مرفوع مرتين « 2 » را بر مرفوع xxx قسمت كنيم دقيقه حاصل I آيد . وهر جنس را از اعداد كسور ومرفوعات كه بر درجات قسمت كنيم خارج قسمت از جنس همان عدد I بود . اما اگر مقسوم در جهت كسور بود ومقسوم عليه در جهت مرفوعات ، خارج قسمت در كسور باشد

--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] به بينيم ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] مره تين